الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

51

شرح كفاية الأصول

جواب اشكال ( فانّه يقال . . . ) اينكه مىگويند : « به مجرّد احتمال خلاف ، استدلال باطل مىشود » مربوط به مباحث عقلى و فلسفى است ، نه حجّيّت « ظهورات » كه عرفى و عقلايى است . پس در مورد ظهورات اگر احتمال خلاف هم داده شود ، به آن اعتنا نمىشود و ضررى به حجّيّت ظهورات نمىرساند . در مورد بحث چون مخصّص ، منفصل است ، عامّ ظهور در عموم پيدا مىكند و با استقرار در عموم ، حقيقت مىشود . و اگر هم احتمال داده شود كه اين عامّ در خصوص استعمال شده است ، چون اين احتمال در ظهورات ( كه از امور عرفيّه و عقلائيّه است ) مىباشد ، به آن اعتنا نمىشود و چنين احتمالى نزد عقلاء ، ملغى است . و لذا گفته شده كه فرق بين نصّ و ظاهر اين است كه در نصّ ، احتمال خلاف وجود ندارد و در ظاهر ، اگرچه احتمال خلاف وجود دارد ، ولى به آن اعتنا نمىشود . و الثابت من مزاحمته . . . اين عبارت ، جواب از اشكال مقدّر است . اشكال - خاصّ ، مزاحم عامّ است و با وجود آن نمىتوان ادّعا كرد كه عامّ در عمومش باقى است و ظهور در عموم دارد . جواب اشكال - خاصّ منفصل تنها در حجّيّت ، مزاحم عامّ است نه در اصل ظهور آن . يعنى چون خاصّ ، منفصل است ، عموم عامّ منعقد مىشود ، و از طرفى چون خاصّ نسبت به عامّ ، نصّ يا أظهر است ، فقط از حجّيّت عامّ در عمومش جلوگيرى مىكند . پس اگر مزاحمتى باشد ، تنها در حجّيّت عامّ است نه در اصل ظهور آن . [ فرق بين مخصص متصل و منفصل ] و بالجملة . . . اين عبارت ، ناظر به فرق بين خاصّ متّصل و منفصل است ، به اين بيان : در خاصّ متّصل ، ظهور عامّ در همان محدودهء خصوص ، منعقد است ولى در خاصّ منفصل ، ظهور عامّ در عموم ، باقى است ولى حجّيّت ندارد مگر در محدودهء خاصّ ، و لذا